سيد علي اكبر قرشي

1171

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

ثروتمند يعنى كسى كه از لحاظ مال در يسر و آسانى است ظاهرا اشاره به زمان بنى اميه است . يفع : ( مثل عقل ) رسيدن جوان به بيست سالگى : « يفع الغلام يفعا : راهق العشرين » اصل يافع به معنى مرتفع است از آن فقط دو مورد در « نهج » آمده است ، در خ 83 112 فرموده : « ام هذا الذى انشأه فى ظلمات الارحام و شغف الاستار نطفة دهاقا و علقة محاقا و جنينا و راضعا و وليدا و يافعا ثم منحه قلبا حافظا » بلكه خدا آن است كه انسان را در تاريكيهاى ارحام و غلافهاى پرده‌ها نطفهء ريخته شده و علقهء بدون تصوير و جنين و شيرخوار و بچه و بيست سال رسيده آفريده و سپس به او قلبى حافظ عطا فرمود . در وصف حق تعالى فرموده : « فسبحان من لا يخفى عليه سواد غسق داج و لا ليل ساج فى بقاع الارضين المتطأطئات و لا فى يفاع السفع المتجاورات » خ 182 261 پاك و منزهّ است خدائى كه بر او مخفى نمى ماند سياهى تاريكى شديد و نه شب آرام و پايدار نه در بقعه‌هاى فرو رفته و گودال زمين و نه در كوههاى سياه رنگ به هم نزديك و « يفاع » تپه و كوه است « سفعاء » : تكهّ سياه ، جمع آن « سفع » آيد . يفن : ( مثل شرف ) پير مرد : « اليفن : الشيخ الكبير » آن فقط يك بار در « نهج » آمده است چنان كه فرمايد : « ايّها اليفن الكبير . . . كيف انت اذا التحمت اطواق النار بعظام الاعناق » خ 183 267 اى پير فرتوت چطور خواهى بود وقتى كه زنجيرهاى آتش به استخوانهاى گردنها رسد و با آنها درهم شود ( نعوذ باللهّ من النار ) يقت : ياقوت فقط يك بار در « نهج » يافته است ، دربارهء كعبه فرموده : « و لو كان الاساس المحمول عليها و الاحجار المرفوع بها بين زمرّدة خضراء و ياقوتة حمراء و نور و ضياء لخفّف ذلك مصارعة الشكّ فى الصدور » خ 192 293 ، اگر پايه‌ايكه كعبه بر آن بنا نهاده شده و سنگهائيكه با آنها بالا رفته از زمرّد سبز رنگ و ياقوت سرخ و با نور و روشنائى بود ، اين كار دفع شكّ را در سينه سبك مى كرد ( و شكّ از سينه‌ها مى رفت ) ظاهرا چون ياقوت رنگهاى مختلف دارد ، لذا « حمراء » صفت توضيحى است .